Posts

It will make you bleed and scream and cry

به قدری زیباست که آدم از پا درمیاد با دقت کردن به ظرافت‌های ذهنش. آرومه، انگار جهان فروبریزه اون میتونه بشینه کنارت؛ ساکت و اطمینان‌دهنده. لازم نیست بهش تکست بزنی، منتظر نمیشی تکست بزنه. همه‌چی راحته، خودش همه چیو میدونه، منم میدونم. سکوتمون اغواکننده‌ست. دلم می‌خواد تا ابد تو‌ این سکوت باهم بمونیم. کنارش سبک‌ترین خودمم. گاهی انگار از سال‌های لیسانسم کشیده باشمش بیرون. صدای کهنه‌ای در من رو بیدار میکنه. انگار سال‌هاست باهم گام برداشتیم و بزرگ شدیم. زیباست، زیباست. خطوط ذهن و چهره‌ش زیباست. اونقدر زیبا که یه لحظه «موندن» رو بی‌معنی می‌کنه. اگه مجبور شدیم سکوت رو بشکنیم، یه چیزی از خودت بهم بگو که نمیدونم. دوست داشتنت راحت‌تر از چیزی بود که اول به نظر میرسید.
- So fucking weird when you feel lonely and you wanna be even more lonely. - Hang on a sec! It makes total sense.

داستان ترسناک چندکلمه‌ای -

«اگه بیدار بودم و تلفنم رو برمی‌داشتم زنده میموند.» «عکس‌های آخرین دقیقه‌هاش و آخرین وویس‌نت‌هاش روی گوشیمه.» همین‌قدر کوتاه، همین‌قدر واقعی. بیخ گوش ماست.

من از آذرماه متنفرم.

همه از چشم‌ها میپرسند. از خشکی و قرمزی اطراف. یادشان رفته اشک شور است و نمک با پوست آدمی چه میکند. خیابان طالقانی، شب یلدا، پارک طالقانی، کیک تولد، تاب و سرسره، دیوار کوتاه خ...
وقتی فهمیدم ص همان دردی که من کشیدم را داشته می‌کشیده و یک هفته در سکوت، سخت‌ترین را گذرانده اشکم سرازیر شد. دوستی باید امان بدهد و مأمنی باشد. دیدن دردِ دوست چیزی از خود درد ...
اشک‌هام سرازیر میشن که روا نیست.. روا نیست روزها و شب‌ها و ساعت‌های باقی مونده از حضورت توی «خونه‌»ات رو بشمری. جهان نباید چنین بگذره. اگر که فکر میکنی روا نیست، خب نکن.. نکن! آه. ...

About her

Well, of course she could just go and get another brand of toothpaste. It was just not nice to let her feel the changes so much.