Posts

امید، تنها دفاع من در برابر ترس

در بعضی موقعیت ها می خواهم به تمامی چیزی یا کسی را از دست بدهم به جای آنکه هزینه های بودنش را بدهم، یعنی هزینه ها گاهی فشار تحمل ناپذیری می آورند. اینجور موقع ها به یاد می آورم ...

مراقب باش یعنی چه؟

ما هردومون میدونستیم مرزی که این روزا روش ایستادم، هزینه ش دوسال زندگیم بوده، مراقب باش یعنی مراقب این باش که نزنی خراب کنی، وا ندی. یه دفعه یکی یه چیزی گفت راجع به اینکه آد...

از اولین فاصلهها

یک چیز واقعی گریبانم را گرفته. آن هم رفتن دوست عزیزی است به شهری دیگر. از همان اول که خبرش را شنیدم در خیابان و میوه فروشی گریه کردم و بند نیامد. کسی که سالهای مهمی را در کنارش گذ...

توان دوست داشتن و دوست داشته شدن

زندگی دوسالی است سنگین تر از چیزی که انتظارش را داشتم پیش میرود و این سنگینی تاب آن روند خشک و عمیقِ سابق را ندارد. یعنی تاب ندارم با ب مثل قبل آرام، درسکوت و بی هیچ حرف پیش برو...

آدم ها

تازگی در دوره‌ی نوشتن درمانی چپ کوک شرکت میکنم. هنوز آن قدری نگذشته که چیزی از مشکلاتم بیرون بریزد و هنوز زور جلسات روانکاوی بیشتر است. اما فرآیند کار نوشتن درمانی بسیار بس...

خودمان را ترک نگوییم

مسائل و مشکلات آدم یک وقتی خیلی شاخ و برگ میگیرند. چند مشکلِ هم‌حجم زندگی آدم را محاصره می‌کنند. من در چنین موقعیتی بودم اما تصویر کلی ماجرا را نمیدیدم. فقط فشار زیادیِ مشکل...

نوعی حس گریز از زمان

هنوز جرئت نکردم تقویم ۹۴م را باز کنم. نباید بدانم کجای تقویمم‌.